نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۵۲ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

خجل شد از سرشکم خاطر افسردهٔ اخگر

گل اشکم کجا و غنچهٔ پژمردهٔ اخگر

من آن دل زندهٔ عشقم که با این تیره روزی‌ها

کند خاکسترم روشن چراغ مردهٔ اخگر

اثر جوید ز آه سر من برچیدهٔ آتش

گرو بازد به اشک گرم من افشردهٔ اخگر

لباس خودنمایی شعله از بالای خس دارد

نمی‌پوشد کفن جز از تن خود مردهٔ اخگر

دل فیّاض زا آسان تسلّی می‌توان دادن

به خاکستر شود خوش خاطر آزردهٔ اخگر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر شاعر از محبوب خود می‌خواهد که به مجلس بیاید و دل را با شراب شاد کند. او به زیبایی‌های فنا و زودگذری زندگی اشاره می‌کند و به محبوب می‌گوید که باید از این دنیای گذرا استفاده کند و غافل نشود. شاعر انتظار محبوب را کشیده و از او می‌خواهد که نگاهی به دلش بیندازد و شادی را به خانه‌اش بیاورد. او به عمق عشق و وابستگی‌اش به محبوب اشاره می‌کند و از او می‌خواهد که حیا را کنار بگذارد و خود را نمایان سازد. در نهایت، خواهان ارتباط و نزدیکی بیشتر با محبوبش است و می‌خواهد ورقی از کتاب عشق‌شان را ورق بزند.