شمارهٔ ۴۵۷ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
حرفم از فکر سر زلرفی پریشانست باز
دتر میان معنی و لفظم بیابانست باز
مایه میبندد دلم ز آشفتگیهای دماغ
در سر شوریدهام سودای سامانست باز
گشت شاخ غنچه هر یک تار مژگانم ز اشک
در بهار نالهام بلبل غزل خوانست باز
عندلیبان بر غزلهایم غزل خوانی کنند
دفترم از حرف رخساری گلستانست باز
مصرعم را گلرخان سر مشق رعنایی کنند
خامهام در وصف قدی سرو بستانست باز
شیون من گیسوی لیلی وشان را شانه شد
نالهام بر یاد زلفی کاکل افشانست باز
نارساییهای طالع سرگرانیهای یار
شکر غم اسباب حرمانم فراوانست باز
نالهام گویی به معراج اثر خواهد رسید
در شبستان اجابت خوش چراغانست باز
شوق در پرواز آوردست فیّاض مرا
ظاهرا در خاطرش میل صفاهانست باز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
سخن در مورد احساس گمشدگی شاعر است که با وجود گم شدن از دنیا، نامش هنوز فراموش نشده است. او از میخوارگی توبه کرده ولی هنوز حسرت آن را در دل دارد. در بیتابی و انتظار، صبرش میرود و با وجود خجلت، همچنان نامش زنده است. شاعر به وقعیتهای سخت عمر و بندگی در این دنیای مادی اشاره کرده و این تضاد را حس میکند. گرچه در سن پیری به سر میبرد، ولی هنوز آرزوی جوانی و شادابی در دلش زنده است. او به نصیحتهای زاهدان گوش نمیدهد و همچنان با دغدغههایش دست و پنجه نرم میکند. به طور کلی، این شعر توصیف پیچیدگیهای روح انسانی و نبردهای درونی است.