نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۶۶ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

عاشق یاریم اما نام یار ما مپرس

بی‌نصیبان دیاریم از دیار ما مپرس

بحر مالامال دردیم و ز ساحل بی‌نصیب

ما که پا تا سر میانیم از کنار ما مپرس

عشق ما را خاک کرد و خاک ما بر باد داد

بر مزار ما بیا اما مزار ما مپرس

ما ز تاب افتاده‌ایم از آب و تاب ما مگو

ما ز کار افتاده‌ایم از کار و بار ما مپرس

در تنزّل زیر بار سایة خود مانده‌ایم

اعتبار ما ببین و ز اعتبار ما مپرس

سایه پروردان زلف شاهد بخت خودیم

روز ما را دیده‌ای از روزگار ما مپرس

عمرها فیّاض گرد کوی جانان بوده‌ایم

خاک ما را سرمه ساز و از غبار ما مپرس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به این موضوع اشاره دارد که اگر نمی‌توانی به عشق و وصل یار برسی، بهتر است دور از او باشی. در واقع، اگر نمی‌توانی در جمع عاشقانه و با هوشیاری شرکت کنی، بهتر است که حداقل طوری رفتار کنی که دیگران از تو آسایش داشته باشند و به خوبی با تو کنار بیایند. اگر در گلستان گل نیستی، سعی کن که مانع دیگران نشوی و به نوعی در زندگی خود به آرامش توجه کنی.