شمارهٔ ۴۷۳ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
شرابم عشوة یارست و ساغر چشم مخمورش
محبّت نشئة سرشارش و دیوانگی شورش
کدامین باده ساقی در قدح دارد دگر امشب
که با هر قطره میجوشد به دعوی خون منصورش
دلم در محفلی پروانة شمع تجلّی شد
که در معمورة ایمن نه موسی بود و نه طورش
دل از پای ملخ عرض تجمّل در نظر دارد
در آن وادی که از وحشت سلیمانی است هر مورش
دلی کز چین زلفی گوشة آسایشی دارد
تواند ناز کردن تا ابد بر چین و فغفورش
ظفر در ناتوانیهاست مردان ره دل را
چرا فرهاد مینازد بدین بازوی پر زورش
ز روح حافظم فیّاض این فیض است ارزانی
که تربت تا ابد از فیض معنی باد پر نورش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این بیتها به توصیف عشق و عواطف عمیق انسانی میپردازند. شاعر بیان میکند که عشق یک نعمت بسیار باارزش است که نمیتوان آن را در هیچ زمانی یافت. او از درد و رنجی که عاشقان تحمل میکنند صحبت میکند و نشان میدهد که در دل آنها آرزو و امیدی زنده است. همچنین اشاره میکند که کسانی که از غم و درد عشق بیخبرند، نمیتوانند ارزش واقعی آن را درک کنند. این اشعار به زیبایی و عمیق بودن تجربیات عاشقانه و حسرتهای ناشی از آن اشاره دارند.