نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۷۹ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

چمنِ جلوه‌گری از قد رعنای تو خوش

دل آشفتگی از زلف چلیپای تو خوش

مو به موی تو جدا بر دل من داغ نهست

به سراپای دلم داغ سراپای تو خوش

خون ما بی‌گنهان در قدمت رنگ نداشت

عیش جاویدِ حنا را به کف پای تو خوش

با تمنّای تو از هر دو جهان آزادیم

نا امیدیّ دو عالم به تمنّای تو خوش

هر زمان دست دهد وعدة وصل تو خوشست

لطف امروز تو خوش وعدة فردای تو خوش

سرمه را کس نرسد گوشه‌نشینی به ازین

گوشة چشم بتان یافته‌ای جای تو خوش

سر میدان هوس جای تو نبود فیّاض

به سر کوی بلا منزل و مأوای تو خوش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و لذت‌های بهار و گل‌ها اشاره می‌کند. طبیعت زیبا و خوشبو است و بلبلان با آوازهایشان به زیبایی این لحظات می‌افزایند. نسیم ملایمی پیام عشق را به گل‌ها می‌آورد و عطر آن‌ها فضای باغ را دلپذیر می‌کند. با این حال، شاعر نگران گذر زمان است و یادآوری می‌کند که بهار و زیبایی گل‌ها نمی‌مانند، پس باید از این لحظات لذت ببریم و صدای بلبلان را در غم و شادی زندگی به گوش بسپاریم.