شمارهٔ ۴۸۳ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بر دوخته نرگس نظر از شرم نگاهش
گل سایه نینداخته بر طرف کلاهش
تا شاهد بیجرمی قاتل شود ای کاش
با خون شهیدان بنویسند گناهش
سخت است که تا دامن محشر بنشیند
این گرد که برخاسته از دامن راهش
این روز سیه قسمت امروزی من نیست
عمری است نظر کرده مرا چشم سیاهش
مهر تو که سر از دل من روز ازل زد
در خاک ابد ریشه دوانیده گیاهش
رفت از ستم چشم تو رم کردن دلها
خون میشود اکنون به سر تیر نگاهش
تا خورد لبش بادة خون دل فیّاض
بر عارض گل طعنه زند چهرة ماهش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف احساسات و زیباییهای عشق و جاذبههای محبوب پرداخته است. شاعر به زیباییهای بهار و نشانههای آن اشاره میکند و از بیتابی و دلتنگی ناشی از دوری از محبوبش سخن میگوید. او حسرت تنهایی و دلتنگی را بیان میکند و از مرزهای عشق و مهربانی و نامهربانی صحبت میکند. همچنین به تاثیر چهره و ابرو و زلف معشوق بر روی دل و جانش اشاره میکند. شاعر در نهایت از ارتباط خود با محبوب و خدمت به او صحبت میکند و به نوعی به بندهای مطیع تبدیل شده است. این شعر ترکیبی از زیباییشناسی و احساسات عمیق است.