نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۸۶ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای به درگاه تو واله هم عوام و هم خواص

گشته با تشریف گرد بارگاهت عام و خاص

در نفس از لاف مهرت صبح ابیض را اثر

در کف از خاک درت کبریت احمر را خواص

لطف عامت را نه فرقی در میان نیک و بد

هم ذهب فیض از درت در یوزه دارد هم رصاص

پاسبانت را نه رو در کار باشد نه ریا

خاکساران رابرت بیش از عزیزان اختصاص

تربیت یکدست دارد رحمتت بر خاص و عام

نیست در خلوتگه بار تو رسم عام و خاص

بسمل تیغ ترا بر خون خود باشد دیت

کشتة تیغ ترا بر خویشتن باشد قصاص

در دلت فیّاض مشکل گر بود بویی ز عشق

مطلبت زین گفتگوها نیست غیر از اقتصاص

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به یاد محبوبش به آرامش می‌رسد و از تمام هوس‌ها و مقاصد دنیوی فارغ می‌شود. او خود را مانند مرغی که تازه جراحت دیده راضی می‌بیند و به یاد معشوق خنکای دل را احساس می‌کند. شاعر به محبوبش نگاه نمی‌کند زیرا می‌داند که او هیچ‌گاه از خطاهای او نمی‌گذرد. با وجود شرمندگی‌ای که از دوری از درگاه محبوب دارد، می‌داند که نگاه مهربان محبوبش از او غافل نمی‌شود. شاعر بیان می‌کند که اگر کسی در شناخت زیبایی تو کوتاهی کند، در واقع نمی‌تواند حقیقت را از الواظ تشخیص دهد.