شمارهٔ ۴۸۹ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای در ایجاد سماوات وجود تو غرض
جوهر ذات ترا جوهر افلاک عرض
این همه گوهر انجم که درین نه صدفست
پک گهر از صدف پاک ترا نیست عوض
در تجارات عمل هیچ به جز نقصان نیست
گر نه سرمایة آن از تو بود مستقرض
همه بر گرد تو گردند چه کوکب چه فلک
همه در ذات تو محوند چه جوهر چه عرض
از مداوای تو دارد طمع استشفا
طبع فیّاض که گردیده گرفتار مرض
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی مشکلات و نادرستیهای عشق و ارتباطات انسانی میپردازد. شاعر میگوید که راه عشق ممکن است به بیراههها برود و انسان را دچار اشتباه کند. او به تضادهایی اشاره میکند که در عشق و زندگی وجود دارد؛ از جمله اینکه در تلاش برای پیدا کردن عشق، ممکن است به جاهای نادرست کشیده شویم. شاعر به آثار اعمال خوب و بد خود نگاه میکند و متوجه میشود که هیچکدام به طور کامل صحیح نیستند. همچنین او دربارهی گمراهی و شیطانی که ممکن است در مسیر وجود داشته باشد، صحبت میکند و در نهایت به این نتیجه میرسد که حتی در جاهایی که امید داریم، ممکن است دچار اشتباه شویم.