شمارهٔ ۵۰۱ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خورشید بر فروزد از آتش تب عشق
مهتاب روی سازد در ظلمت شب عشق
در کاسة سر عقل هفت آسمان زند چرخ
چون جرعه ریز گردد جام لبالب عشق
جوشد ز هر ترانه فوارههای اسرار
حسن ارزند به افسون انگشت بر لب عشق
در خون تپد اجابت غلتد به خاک تأثیر
جوشد چو از لب آه آشوب یارب عشق
نه قید دینپرستی نه عارلای مستی
نه نام و ننگ هستی نازم به مشرب عشق
کفرست لایزالی دینست لاابالی
کس را نگشت حالی تحقیق مذهب عشق
دریا برآورد جوش هر قطره را در آغوش
گر سرکشد ز سرپوش خوان مرتّب عشق
شد خانقه معطّل میخانهها مقفّل
هم قبلهها محوّل با کشف مطلب عشق
فیّاض گوش دل باش کاستاد ما نگوید
جز با زبان ابرو درس مهذّب عشق
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از شاعر به بیان عشق و عواطف عمیق او نسبت به معشوق پرداخته است. شاعر احساس ناتوانی خود را در برابر عشق بیان کرده و به زیباییهای زندگی و زخمهای عاطفی اشاره میکند. او با استفاده از تصاویری چون گل در خاک و شمع در خلوت، از تأثیر عشق بر وجود خود میگوید. همچنین به گذر زمان و ناکامیها اشاره دارد و بر اهمیت یکدلی و عمل نیک تأکید میکند. در نهایت، شاعر عشق را به عنوان یک حس جاودانه و بیپایان توصیف میکند که حتی در مرگ نیز باقی میماند.