نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۴۳ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هرگز دلی از نالة خود شاد ندارم

فریاد که من طالع فریاد ندارم

تا بود دلم بستة زنجیر بلا بود

در عمر خود آسودگیی یاد ندارم

در طالع بزم فلک از نالة من نیست

یک شمع که در رهگذر باد ندارم

خوبان به گرفتاری من دام مسازید

من آهوش شوخم سر صیّاد ندارم

پروردة الطاف سبکروحی عشقم

شرمندگی سیلی استاد ندارم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان ناامیدی و غم خود از عدم دستیابی به عشق و خوشبختی می‌پردازد. او از نداشتن روحیه و دماغ کافی برای کارهای خود صحبت می‌کند و بیان می‌کند که با وجود هزاران کار و تلاش، فاقد انگیزه و خوشحالی است. شاعر تأکید می‌کند که حتی در میان زیبایی‌ها و عشق، همچنان دچار غم و اندوه است و از نداشتن پیاله‌ای از شادی سخن می‌گوید. در نهایت، او به ناکامی‌های خود و عدم توانایی در تغییر وضعیت اشاره می‌کند و از درد عشق رنج می‌برد.