شمارهٔ ۵۶ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
گر نهان سازم غم عشقت چه سازم ناله را
تب اگر پوشیده ماند چون کنم تب خاله را
دست افشاندی ز گلشن ریختی اوراق گل
روی گرداندی ز صحرا داغ کردی لاله را
یک گل از زخم خدنگت تازه بر من نشکفد
من به ناخن تازه دارم داغ چندین ساله را
وقت آیینبندی بازار مژگان منست
گریه بر دوش آورد از لخت دل پرگاله را
شب که شیون پیچ و تابم در نفس افکنده بود
از خراش سینه کردم شانه زلف ناله را
من هلاک گوشة چشمی که پنهان دیدنش
گلّة آهو به دنبال افکند دنباله را
گرد آن عارض ببین فیّاض دور چتر خط
گر ندیدستی به دور خرمن مه هاله را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر با بیان احساسات عمیق خود از عشق و غم ناشی از آن سخن میگوید. او میپرسد اگر غم عشق را پنهان کند، چه خواهد شد و نالهاش را چگونه مدیریت کند. شاعر به زیبایی و دردهای ناشی از عشق اشاره میکند و احساس میکند که تب عشق در درونش شعلهور است. او از تأثیر رنجهای عاشقانه بر دل و جانش میگوید و به یاد خاطرات تلخ و شیرین عشق خود میافتد. در نهایت، او بر صورت و زیبایی معشوقش تأکید میکند و حسرت به دل میخورد که چگونه در دوری محبوب، دلتنگی و درد او را عذاب میدهد.