شمارهٔ ۵۸۰ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خواهم ز داغ عشق لباسی به بر کنم
الماس کو که ابرة این آستر کنم
ای ناله بیرفیق به جنگ اثر متاز
صبری که آه سوخته را هم خبر کنم
بر اوج شعله جلوة پروازم آرزوست
کو آتشی که تربیت بال و پر کنم
بی گریه پرتوی ندهد صبح طالعم
کو خون که روغنی به چراغ سحر کنم
معشوق مبتذل شود از یک نگاه گرم
نگذاشت غیرتم که در آن دل اثر کنم
فیّاض نامهای که نویسم به نزد یار
از شوق سر نکرده قلم گریه سر کنم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر یک احساس عمیق عاشقانه و ناامیدی شاعر نسبت به عشق و وصال معشوق است. شاعر از لذتهای ناشی از بوسه و نزدیکی به معشوق سخن میگوید و به توصیف شبهایی میپردازد که با یاد معشوق روشن و دلنواز میشود. او خود را در مقام خاکساری برای معشوق قرار میدهد و میخواهد به نوعی تسلیم و فدای عشق او شود. همچنین، شاعر به تلخی و درد درونی ناشی از عشق و جنون اشاره میکند و از اینکه نمیتواند به راحتی از این احساسات رها شود، احساس ناامیدی دارد و خود را از دسیسهها و فریبهای دنیا جدا میکند.