شمارهٔ ۵۸۳ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
تا به کی پیوسته وصف طرّة پر خم کنم
خواهم این سودا دگر از خاطر خود کم کنم
نغمة ساز طرب با من نمیسازد دگر
گوش را خواهم که وقف حلقة ماتم کنم
مینهم از دور بینی پنبهای در گوش داغ
چون به بیدردان حدیثِ صحبت مرهم کنم
رام خود نتوان شدن با آشنائیهای غیر
وحشتی دارم کزین بیگانه خویان رم کنم
صحبت این مردمان وحشی کند فیّاض کو
اختلاط وحشیان تا خویش را آدم کنم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از درد و غمهای عاشقانهاش سخن میگوید و به آرزوهایش برای خوشی و عشق اشاره میکند. او احساس میکند که برای دستیابی به عشقی مطلوب، باید از دل خود خون بریزد و به سختیها و ناکامیها چشم بدوزد. شاعر با توصیف نگاههای عاشقانه و غمهایش از وحدت و جدایی بین دوست و رقیب سخن میگوید. او به عمق احساساتش میپردازد و قصد دارد با عشق و پاکدامنی به معشوق خود نزدیک شود، اما در عین حال از گفتن بیهوده و شنیدن حرفهای بی اساس پرهیز میکند. در نهایت، شعر نشاندهنده تپرندگی و شوق و درد عاشقانه است.