نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۸۶ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گاهی کمان ناله به خمیازه زه کنم

گاهی کمند آه گره بر گره کنم

سیرت ندیده، بخت مرا از تو دور کرد

این داغ را به مرهم وصل که به کنم؟

شب تا سحر به یاد سر زلف دلکشت

در گوشه‌ای نشینم و مشق گره کنم

تا عاشقم زمانه مرا دم نمی‌دهد

خود را مگر به بلهوسان مشتبه کنم

فیّاض کی بود که براندازِ شهر خویش

ترک اقامت دو سه درگشته دِه کنم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف احساسات عمیق و خیال‌های شاعر در مورد معشوق می‌پردازد. شاعر خود را در آینه می‌بیند و تصویر معشوق را در آن منعکس می‌کند. او از سادگی خود به عشق تعبیر می‌کند و با ضربه زدن به آینه، درد دل‌هایش را به معشوق می‌گوید. شاعر به وضعیت زمانه اشاره می‌کند و از خاموشی‌ها و مشکلات زندگی سخن می‌گوید. همچنین، در تلاش برای بیان عشقش، احساسات و ناراحتی‌هایی که در غیبت معشوق دارد را توصیف می‌کند. او به تصویرسازی‌هایی از عشق، اشک و یاد معشوق می‌پردازد و در نهایت به قدرت عشق و زیبایی آن اشاره دارد که او را به تسخیر درآورده است.