شمارهٔ ۶۰۰ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ما رام خویش بهر تو دلدار گشتهایم
خود را به خاطر تو خریدار گشتهایم
یک کس خبر ز ذوق تماشای او نیافت
جز ما که محو لذّت دیدار گشتهایم
پر کردهایم دفتر و معنی همان یکی است
یک حرف بودهایم که بسیار گشتهایم
لاف فراخ حوصلگیهای ما خطاست
یک جرعه بیش نیست که سرشار گشتهایم
ترسند خلق از تو و ترک گنه کنند
ما تکیه بر تو کرده گنهکار کشتهایم
صد دشنه کار شوخی مژگان نمیکند
ظالم بیا ببین که چه گلزار گشتهایم
صد پرده بیش بر رخ مطلب فزوده شد
فیّاض بیخبر که خبردار گشتهایم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از دوری معشوق و تأثیر آن بر زندگی خود صحبت میکند. او به حالت خود به عنوان پروانهای اشاره میکند که دور از آتش عشق نشسته است و با وجود غم و سختیها، همچنان به یاد معشوق و در انتظار اوست. شاعر همچنین به احساس افسردگی و درد در نبود معشوق اشاره میکند، اما در عین حال میگوید که این درد را با عشق پذیرفته و در کنار آن به زندگی ادامه میدهد. در نهایت، شاعر به زاهدان که از احساسات او تعجب میکنند، میگوید که او با عشقش، حتی در سختیها نیز خوشحالی مییابد.