شمارهٔ ۶۰۳ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
شب در نظارة رخش ابرام کردهایم
صد کار پخته از نگهی خام کردهایم
مازادة دیار قفس با شکست بال
پرواز سرحدِ شکنِ دام کردهایم
کاری به مدّعا نشود جز به وصل یار
ما امتحان نامه و پیغام کردهایم
شهدی که چاشنی به شکر خنده میدهد
نوش از تبسّم لب دشنام کردهایم
فیّاض را زاهل دیانت شمردهایم
این قوم را ببین که چه بدنام کردهایم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تأملاتی دربارهٔ زندگی و عشق میپردازد. او از دوراهیهای زندگی و فداکاریهایی که برای دیگران کردهاند سخن میگوید. همچنین به حسرت و نالههای قلبی خود اشاره میکند و از آتش عشق و تأثیر آن بر دلها میگوید. شاعر همچنین به این نکته میپردازد که عشق، از عمق احساسات خود، ارتباطی عمیق میان دلها ایجاد میکند، در حالی که آنها خود را در عشق گم کردهاند. در نهایت، به این موضوع اشاره میکند که شاید دیگران از آنها کمتر قدردانی کردهاند و آنها بیشتر به فکر دیگران بودهاند تا خود.