نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۰۸ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

جدا ز طرّة تابیدة تو می‌تابیم

به یاد لعل تو خونین جگر چون عنّابیم

از آن چو موج نبینیم روی ساحل را

که پا شکستة دریانشین چو گردابیم

همیشه در شب غم با خیال مهرویان

فسرده خاطر و روشن روان چو مهتابیم

ز خاک فقر و فنا سرمه‌ای نمی‌بخشند

به ما که چشم سیه کردگان اسبابیم

به ما ز نشئة چشمش فسانه‌ای گفتند

شد آفتاب قیامت بلند و در خوابیم

چگونه ره کند آرام در طبیعت ما

که در نسب ز گرو بردگانِ سیمابیم

فریب بستر راحت اثر چگونه کند

به ما که زخمِ ضرر خوردگان سنجابیم

گمان صبر و ثبات از سرشت ما دور است

که در کشاکش تخمیرِ آتش و آبیم

به راه میکده پنهان چه می‌روی فیّاض

فقیه مدرسه داند که ما ازین بابیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در بیان درخواست‌های دل و روح انسان از خداوند و جستجو برای آرامش و درمان دردهاست. شاعر از خداوند درد و رنج را می‌طلبد تا از آن بگذرد و در عین حال آرزوی شفا و راحتی در زندگی کرده است. او به ناامیدی‌ها و گمراهی‌های خود اشاره می‌کند و بر این نکته تأکید دارد که در جستجوی حقیقت و عشق، بیشتر گمراه شده است. همچنین شاعر به نارسایی‌های زندگی اشاره کرده و خواهان تغییر و رهایی از این دوران سخت است. در نهایت، او از خداوند می‌خواهد که او را از این افسردگی و غم نجات دهد.