شمارهٔ ۶۰۵ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
گاه خود خوردیم و گاهی صرف مردم کردهایم
مدّتی از پهلوی دل ما تنعّم کردهایم
ناله گر در دل شکستیم از شکیبایی نبود
آتشین بود آه، بر گردون ترحّم کردهایم
نشئهٔی شاید ببخشد عمر اگر باقی بود
بادهای از خون دل عمریست در خم کردهایم
عشق از خاصّیت خود میرساند دل به دل
ورنه ما در عشقبازی راه خود گم کردهایم
کاشیان فیّاض از ما آب رو کم دیدهاند
آب روی خویش صرف مردم قم کردهایم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عاشقانه و دلی پر از درد و عشق میپردازد. شاعر از حالتی وصفناپذیر صحبت میکند که در آن هم از زیباییهایی که در عشق تجربه کرده، و هم از غم و اندوههایی که از جدایی و انتظار به جان خریده سخن میگوید. او به میخانه، عشق و دلباختگی اشاره میکند و به این نکته میپردازد که هر کسی سهم خود را از این عشق و وفاداری برده است. در نهایت، شاعر از سختیهایی که در مسیر عشق متحمل شده و همچنین از تجربهای عمیق و پربار حرف میزند. تمهای عشق، انتظار، و غم در این شعر به وضوح قابل درک است.