شمارهٔ ۶۱۱ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
یاد ایامی که در دل مهر یاری داشتیم
ناروا بودیم پُر، اما عیاری داشتیم
با رخ و زلفش که روز و روزگار دیگرست
طرفه روزی داشتیم و روزگاری داشتیم
در غم او کار ما بیاختیاری بود و بس
در کف او بود هم گر اختیاری داشتیم
دیده در گَردِ رمد چون آفتاب و ابر بود
لیک چشم سرمه از گَردِ سواری داشتیم
غیر را پامال او دیدیم و مردیم از حسد
یاد ایّامی که ما هم اعتباری داشتیم
خدمت روشنگران خضرِ رهِ این چشمه شد
سالها آیینه بودیم و غباری داشتیم
در خزانِ رنگِ ما فیّاض دم سردی مکن
پیش ازین ما نیز دستی بر بهاری داشتیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از سفر و جستجو در جهان صحبت میکند و به تلاشهای بینتیجهای که برای رسیدن به آرزوها انجام داده، اشاره دارد. او به این نکته میپردازد که باوجود گشت و گذاری که در دنیای بزرگ انجام داده، همچنان امید خود را به معشوق بسته و در نهایت به یک نقطه محدود و مختصر رسیده است. شاعر بیان میکند که مانند دعای بیثمر صبح، بارها تلاش کرده و به دور و بر خود سر زده، اما در نهایت با وجود همه سختیها و چالشها، همیشه در حال تلاش و جستجو بوده است.