شمارهٔ ۶۰۹ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
سوخت هر جا خستهای ما بیمحابا سوختیم
زد بر آتش خویش را پروانه و ما سوختیم
جلوة پرواز اوج فقر کار مشکلی است
ما در آن کو جلوهها کردیم و پرها سوختیم
دادِ ما را خضر کی از چشمة خود میدهد
ما که از لب تشنگی در قعر دریا سوختیم
از آتشِ کس سوختن، آزادگان را ننگ بود
آتشی از خود برآوردیم و خود را سوختیم
شمع از سر در گرفت و سوخت کم کم تا به پا
ما سراپا درگرفتیم و سراپا سوختیم
بال و پر از شعله کردیم از پی پرواز شوق
تا سر دیوار دل رفتیم و آنجا سوختیم
سوختی در آتش و خاکسترت بر جای ماند
سوختن اینست گر فیّاض، ما وا سوختیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به یاد ایام گذشته و لحظات خوشی که در کنار یاری محبوب سپری شده است، اشاره دارد. شاعر از احساسات و خاطرات شیرینی صحبت میکند که در عشق و دوستی تجربه کرده و به زمانی اشاره میکند که در اوج عشق، زندگی رنگ و رونق خاصی داشته است. او به غم و حسرت پس از آن روزها نیز اشاره دارد و این حسرت از دست دادن آن لحظات زیبا را با اشعارش به تصویر میکشد. شاعر همچنین از زیباییهای زمانهای گذشته و ارزشهایی که داشتند یاد میکند و از حالتی غمگین در برابر فقدان آن روزها سخن میگوید.