شمارهٔ ۶۲۴ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از فکر خال و طرّة جانانه بگذریم
دامست به که از سر این دانه بگذریم
زان پیش ترکه عمر به افسانه بگذرد
یک دم بیا به جانب میخانه بگذریم
زنّار عشق بر کمر ما زند چو تیغ
چون رشته گر به سبحة صد دانه بگذریم
جا در دل زمانه نکردیم تا به کی
از گوش روزگار چو افسانه بگذریم!
دل خون کنیم تا دگری تر کند دماغ
زین بزم همچو ساغر و پیمانه بگذریم
ای شمع یاد سوختگان حجّ اکبرست
یک شب بیا به تربت پروانه بگذریم
از خانه بگذریم که آید چو سیلِ مرگ
چندان امان کجاست که از خانه بگذریم
جز عشق ره به کوی حقیقت نمیبرد
از قیل و قال بحثِ حکیمانه بگذریم
رندانه نیست صحبت فیّاض عیب جو
زین آرزو بهست که رندانه بگذاریم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از درد و رنج خود به خاطر عشق سخن میگوید. او با آه و ناله از خشمی که در دل دارد میگوید و میکوشد تا چشم بد را از خود دور کند. شاعر به خاطر عشق محبوبش سختیها و کمبودها را تحمل میکند، و هر روز به یاد او دلتنگ است. او به تنهایی و دردی که در این راه دارد اشاره کرده و احساس میکند که بار سنگین عشق او را خسته کرده است. در نهایت، حتی در این تلخیها، پیوسته به یاد محبوب خود است و به طعمی تلخ در زندگیاش اشاره میکند.