نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۱۸ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

یک عشوه از آن نرگس غمّاز ندیدیم،

تا جان هدف ناوک صد ناز ندیدیم

در عهد تو دنبالِ رخ مِهرفزایت

چشمی که به حسرت نبود باز ندیدیم

بی‌همنفسی بین که در این گلشن گیتی

در ناله فزودیم و هم‌آواز ندیدیم

چون تیره نباشیم که در مشرق طالع

یک صبحْ گریبان تو را باز ندیدیم!

آن بالِ فروریخته‌مرغیم که هرگز

در طالع خود جلوهٔ پرواز ندیدیم

امنیتِ معمورهٔ عشق است که در وی

قفلِ درِ خلوتکدهٔ راز ندیدیم

عمری‌ست که در حلقهٔ این غمکده، فیّاض!

سازی به جز از نالهٔ خود ساز ندیدیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به حسرت و آرزوهای ناکام خود اشاره می‌کند. او احساس می‌کند که در مسیر عشق و محبت، به رغم مشکلات و مشقات، هیچ‌گاه از زیبایی‌ها و نازهای معشوق خود غافل نبوده است. او از قدرت و شجاعت خود در مواجهه با دشمنان سخن می‌گوید و همچنین از تحمل درد و رنج به خاطر عشق، بدون اینکه چیزی از معشوق خود بخواهد یا خود را در معرض آسیب قرار دهد. در نهایت، شاعر به این نکته می‌رسد که با وجود تمامی تلاش‌ها و رنج‌ها، به خاطر ادب و احترام به معشوق، هیچ‌گاه نالیده و شکایت نکرده است.