شمارهٔ ۶۲۵ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
هر دم ز گرمخویی خود برفروزیَم
پُر گرم هم مباش که ترسم بسوزیَم
باشد دهان تنگ توام روزی از ازل
زانست کز ازل به جهان تنگ روزیم
زان شب که دل به زلف سیاه تو بند شد
روشن نمود بر همه کس تیرهروزیم
خوس آنکه این لباس عناصر بیفکنم
تا چند بر بدن ز غذا پینه دوزیم
فیّاض ما به عیش ابد دل نهادهایم
دل خوش نمیشود ز نشاط دو روزیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی احساس سرخوشی و آزادگی میپردازد و از ضرورت پرواز و رهایی از محدودیتها سخن میگوید. شاعر از ما میخواهد که به جای آرامش در دنیای امن، خود را در آغوش چالشها و پرواز قرار دهیم. او به قدرت ناز و زیبایی اشاره میکند و از آسیبپذیری ناشی از پوشیدگی و نقاب میگوید. در نهایت، شعر دعوت به برخورد با زیباییها و شادیهای زندگی در هر صبحگاه، با لطف و عشق معشوق دارد. این دعوت به پرواز با شوق و گره زدن بخت و آرزوها در آسمان است.