شمارهٔ ۶۲۶ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
آهی از دل از پیِ دفعِگزندی میکشیم
چشم بد را سرمه از دود سپندی میکشیم
تا شبی سر و قد او سایه بر ما افکند
ما و دل هر صبح یاهوی بلندی میکشیم
ناتوانی بین که در عشق تو بار عالمی
با تن زاری و جان دردمندی میکشیم
آستانت از وجود ما گرانی میکند
پای رغبت از سر کوی تو چندی میکشیم
هر نفس فیّاض با این تلخکامیهای خویش
کاسة زهری ز لعل نوشخندی میکشیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به شدت به عشق و اهمیت آن در زندگی اشاره میکند. او تأکید میکند که غیر از عشق هیچ گفتن و گفتگویی معنا ندارد و زندگی را بدون عشق بیفایده میداند. عشق را مسبب تمام احساسات و روابط میداند و در این راه، خطرات و مشکلات را استقبال میکند. شاعر به زیبایی رابطۀ عاشق و معشوق را با تصاویری زیبا توصیف کرده و از عواطف عمیق خود در این مسیر یاد میکند. در پایان، او نشان میدهد که عشق و عاشقی زمینهای است برای رشد و پیشرفت روحی و معنوی، و هر گونه فکر غیر از عشق را ناپسند میداند.