شمارهٔ ۶۲۹ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ما به بدنامی تلاش نیکنامی میکنیم
پختگیها در نظر داریم و خامی میکنیم
دوستان ما را به کام دشمنان میخواستند
ما ز دشمنکامی خود دوستکامی میکنیم
ناتمامیهای ما گر عشق خوبانست و بس
ما تمامی را فدای ناتمامی میکنیم
صید میبایست شد، صیّادی ما بهر چیست؟
در حقیقت دانهای بودیم و دامی میکنیم
چون نخندد بر شتاب ما درنگ دیگران!
ما که با این کند سیری تیز گامی میکنیم
کاملان را بر سر شاگردی ما جنگهاست
ما فلاطون را به یک تعلیم عامی میکنیم
با همه لافی که در دانش ترا فیّاض هست
گر تو گفتی این غزل را ما غلامی میکنیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از احساساتی عمیق و غمانگیز در مورد عشق و جدایی صحبت میکند. گوینده از اشکهایی مثل باران سخن میگوید و به زیباییهای طبیعت و درد دلش اشاره میکند. او از جدایی معشوق و حسرتی که در دل احساس میکند، مینویسد و این جدایی را باری سنگین برای خود میداند. همچنین به آرزوها و امیدهایش در عشق میپردازد، در حالی که از دلتنگیها و ناکامیها میگوید. گوینده در نهایت به فضیلت دوستی اشاره میکند و بر این باور است که در زندگیاش دوستی به مانند دیگران نداشته و از تنگدستی روحی خود شکایت دارد.