شمارهٔ ۶۳۱ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
ز مژگان چند چون ابر بهاران
سرشک لالهگون بارم چو باران
به خاک کوهکن برمیفروزم
چراغ لالهای در کوهساران
خط سبزش مرا شوریدهتر کرد
جنون کهنه نو شد در بهاران
سمندش را به جولان خواهد آورد
بلند اقبالی این خاکساران
جدایی نو محبّ را بلایی است
به من در هجر او رحم است یاران
کشاکش با تمنّای تو دارد
بنازم حسرت امّیدواران!
نگه را رخصت خونریزیی ده
قراری کردهای با بیقراران
به مژگان تو در خنجر گذاری است
نگاهت آن سر خنجر گذاران
به غیر از خار خار دل نچیدم
گلی در آرزوی گلعذاران
مرا در دوستداری عمر بگذشت
ندیدم دوستی زین دوستداران
نبیند تیره روز و روزگاری
چون من فیّاض کس در روزگاران
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساسات عمیق و پیچیده عشق و دشواریهای آن است. شاعر به ناامیدی از بازگشتن به راه دوست اشاره میکند و اینکه عاشق باید با درد و اشک، هر سختی را تحمل کند. او بر لزوم دیدار معشوق تأکید دارد و میگوید که باید در برابر مشکلات و چرخشهای زندگی مقاوم بود. همچنین، شاعر با اشاره به زیبایی و زشتی، به عدم یکرنگی در انسانها پرداخته و عشق را نه تنها دشوار، بلکه پربارتر از هر چیز دیگر معرفی میکند. در نهایت، او به عدم یقین در خوشبختی و تأثیر عشق بر زندگی اشاره میکند.