شمارهٔ ۶۳۲ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
میتوان از زندگانی دست آسان شستن
لیک دست از دامن زلف تو نتوان داشتن
زلف را گو فکر جمعیّت کند تا کی چنین
خود پریشان بودن و ما را پریشان داشتن
میتوان صد بار مردن هر نفس از درد او
لیک نتوان درد او محتاج درمان داشتن
جان اگر با من نسازد در غم او گو مساز
میتوانم من غمش در سینه چون جان داشتن
درد او فیّاض اگر درمان ندارد گو مدار
میتوان این درد را بهتر ز درمان داشتن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به احساسات عاشقانه و زیباییهای زندگی اشاره دارد. شاعر از تلاش برای پیوستن به کاروان عشق سخن میگوید و بر این نکته تأکید میکند که عشق و زیبایی میتواند حتی در پیری نیز جوانی و شادابی را به ارمغان آورد. او ابراز میکند که محبت و مهربانی دیگران، ناشی از عشق است و این عشق میتواند باعث نجات و تغییر حال او شود. بهعبارتی، عشق راهی است برای تجربه شادی و جوانی دوباره، حتی در روزهای پیری.