نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۵۷ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن (مقتضب مثمن مطوی مقطوع)

سر فدای جانانست، کام افتخارست این

تن به خاک یکسانست اوج اعتبارست این

قد چو سرو بستانست چهره چون گلستانست

لب شراب مستانست مایة بهارست این

رخ چو ماه تابانست خط چو موج ریحانست

لب چو آب حیوانست طرفه شهریارست این

خط لعل می‌نوشت سبزة بناگوشت

چشمة سیه پوشت خضر آشکارست این

آن دو ماه رخسارست یا دو عکس گلزارست

وین دو زلف دلدارست یا دو حلقه مارست این

این دو شاخ مرجانست یا دو پارة جانست

خود نه این و نه آنست لعل آبدارست این

جسم زار فیّاض است یا خیال اَعراض است

خاک چشم اغراض است یک کف غبارست این

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق و عاشقانه‌ای پرداخته است که شاعر نسبت به معشوق خود دارد. در این متن، شاعر از تاثیر شراب و خواب بر چشمانش صحبت می‌کند و می‌گوید که هر دو در تشنگی و عطش به سر می‌برند، یکی تشنه خون و دیگری تشنه آب. او به زیبایی معشوق اشاره می‌کند و می‌افزاید که در بزم‌ها نمی‌تواند به راحتی جرأت کند و از ویژگی‌های بوی شراب یاد می‌کند. در نهایت، شاعر از احساس ناتوانی در تعمیر و بهبود اوضاع خود سخن می‌گوید و نشان می‌دهد که هیچ‌گاه نمی‌تواند حال خراب خود را بهبود بخشد.