شمارهٔ ۶۶ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
من و کویی که کس را نیست جز عشرت به یاد آنجا
توان در خاکبازی یافت اکسیر مراد آنجا
گشاد فیض خواهی چشم عبرت در چمن بگشا
که خط سبزه بلبل را کند صاحب سواد آنجا
ز بزم عقل افکندم به کوی عشق رخت آخر
هر آن خرمن که اینجا داشتم دادم به باد آنجا
کسی از سیر گلزاری چه طرف آرزو بندد
که گل هر چند میچینی شود حسرت ز یاد آنجا
رقیب دیو سیرت را نگهبان کرده بر گنجی
که نتوان کرد یک دم بر ملک هم اعتماد آنجا
مرا بیگانه در بیرون نمود آن حسن در پرده
ندیدم چون درون رفتم به غیر از اتّحاد آنجا
چه میپرسی سراغ بزم عشرت از من ای فیّاض
گذشت آن هم اگر گاهی گذاری میفتاد آنجا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی تأثیر عشق و دلدادگی بر احساسات و روابط انسانی میپردازد. شاعر به تقابل بین عشق و فراق اشاره میکند و نشان میدهد که عشق و محبت میتواند کیفیت و ارزش روابط را تغییر دهد. همچنین به تأثیرات عمیق گریه و اشک به عنوان نشانهای از عشق و دلتنگی پرداخته و بیان میکند که حتی زاهدان نیز نمیتوانند از مستی عشق دور بمانند. شاعر زیرساختهای روحی و عاطفی انسانها را در مواجهه با عشق و فراق ترسیم میکند و به آثار و پیامدهای ناشی از عشق اشاره میکند که میتواند در وجود انسانها تغییرات عمیق ایجاد کند. در نهایت، او به این نکته میرسد که بلای جان هر شخصی که عاشق است، تأثیرات عمیق و نامحسوس عشق بر اوست.