شمارهٔ ۶۵ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
رویش که هست رنگ ز رخسار مه ربا
ما را ازوست چهرة رنگین چو کهربا
تا چند دردسر کشم از افسر خرد
ای بوی گل کجاست جنون کله ربا؟
ما اهل مصر صرفه به کنعان نمیدهیم
با ماست زور جذبة یوسف ز چه ربا
در چنبر خمش دل ما را چه اعتبار
چوگان زلف او که بود گوی مهربا
فیّاض اوج عزّت جاویدت آرزوست
هان گوهر مراد خود از خاک ره ربا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به بیان تجربیات خود از عشق و زیبایی میپردازد. او از کوی عشق صحبت میکند که جز دلخوشی چیزی در آن نیست و در این فضا میتواند آرزوهایش را بیابد. با گشودن چشم خود به طبیعت (چمن) و زیباییهای آن، میتواند از آنها بهرهمند شود. شاعر عشق را بر عقل مقدم میداند و همهی دستاوردهای دنیوی خود را به باد داده و فقط زیبایی عشق را برگزیده است. او از حسرتی سخن میگوید که با یاد گلها به او دست میدهد و به دشواریهای ناشی از علاقهاش به عشق پرداخته است. نهایتاً، او به یادآوری گذراندن لحظات خوش عشق اشاره میکند و میگوید که دیگر نمیتواند به این لحظات برگردد.