نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۷۲ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

یک شب ترا بغل نگرفتم چه فایده

کام از تو بی‌بدل نگرفتم چه فایده!

کامم تویی تو تا به ابد، لیک از تو من

کام دل از ازل نگرفتم چه فایده

با من دمی که گرم جدل بودی، از لبت

بوسی به صد جدل نگرفتم چه فایده

آغوش حسرتم چه فراخی نمی‌کند

کش تنگ در بغل نگرفتم چه فایده

فیّاض شعر تست که عالم گرفته است

من از تو یک غزل نگرفتم چه فایده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره می‌کند و احساسات عمیق و دردناک خود را از عشق بیان می‌کند. او به حسرت و شوق خود برای لب‌های معشوق می‌پردازد و به تأثیراتی که زیبایی او بر دل و چشمش دارد اشاره می‌کند. شاعر از دردی که عشق به او می‌آورد سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که حرف‌ها و زیورهای معشوق همچون زلف و گل، زندگی و دنیای او را تحت تأثیر قرار داده و آرزوی زیبایی و صفا را در او بیدار می‌کند. در واقع، شعر به زیبایی بیانگر عشق و longing و پیچیدگی‌های آن است.