شمارهٔ ۶۷۰ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خوش به کام همه در ساختهای یعنی چه
عشوه را در به در انداختهای یعنی چه
جز دلم کز دل بیرحم تو کینش نرود
دل ز کین همه پرداختهای یعنی چه
هرزهای آینه با یک جهتیهای رخش
پیش او نقشدویی باختهای یعنی چه
ای که خواهی به فسون جای کنی در دل او
آهن از آینه نشناختهای یعنی چه
چین بر ابرو زده در کشتن فیّاض امشب
خوش دو شمشیره برون تاختهای یعنی چه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به احساس ناکامی و بیفایده بودن ارتباطش با معشوقهاش اشاره میکند. او میگوید که بغل کردن و لحظات عاشقانه نتوانسته به او شادی و رضایت بدهد، زیرا در واقع هیچ چیز واقعی از معشوقهاش دریافت نکرده است. او از جدلها و بحثهایی که داشتهاند، احساس ناامیدی میکند و به این نتیجه میرسد که حتی آغوش معشوق نیز نتوانسته حسرتش را برطرف کند. در پایان، شاعر به فقدان شعر و هنر واقعی از سوی معشوق اشاره میکند و میگوید که در نهایت، هیچ غزل یا شعری از او دریافت نکرده که برایش ارزشمند باشد.