نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۸ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

جنون تکلیف کوه و دشت و صحرا می‌کند ما را

اگر تن دردهیم آخر که پیدا می‌کند ما را؟

محبّت شمع فانوس است کی پوشیده می‌ماند

غم او عاقبت در پرده رسوا می‌کند ما را

قمار عشق نقد صرفه را در باختن دارد

تمنّای زیان سرگرم سودا می‌کند ما را

پس از کشتن نگاه گوشة چشمش به جان دادن

برای کشتن دیگر مهیّا می‌کند ما را

ز سیل اشک ما تر می‌شود ابرو نمی‌داند

که رفته رفته غم همچشم دریا می‌کند ما را

ز حرمان میل دل افزون شود زان در وصال او

خلاف وعده سرگرم تمنّا می‌کند ما را

بیایید ای هواداران یک امشب شاد بنشینیم

که فردا می‌رود فیّاض و تنها می‌کند ما را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از شاعر به نوعی ابراز احساسات در مورد بی‌توجهی و غم‌زدگی است. شاعر می‌خواهد از باد صبا بخواهد که او و معشوقش را به هر جا که می‌خواهد ببرد، زیرا در این کشور کسی به آنها اهمیت نمی‌دهد. او اشاره می‌کند که تنها با یک مشت غبار از محبوب می‌توانند خود را بفروشند. همچنین، شاعر به قدرت و جنگ اشاره می‌کند و می‌گوید که نباید به او حمله کنند، زیرا او بدون سپر است. او در نهایت به اهمیت مناسبات و قیاس میان طوطی و زاغ اشاره می‌کند و از بی‌خبر بودنش از محبوب می‌گوید.