نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۹ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

نه سامان سفر باشد نه سودای حضر ما را

تو ای باد صبا هر جا که می‌خواهی ببر ما را

درین کشور کسی ما را به چیزی برنمی‌گیرد

به یک مشت غباری از در جانان بخر ما را

چو شمشیریم و بر اندام ما جوهر سپر باشد

به جنگ ما میا دشمن چو بینی بی‌سپر ما را

تو زاغی زاغ، قدر ما نمی‌دانی ولی طوطی

اگر دیدی نمی‌دادی به صد تنگ شکر ما را

صبا از کوی او فیّاض پنداری خبر دارد

که تا در جلوه آمد کرد از خود بی‌خبر ما را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ عشق و دلبستگی عمیق به یک معشوق است. شاعر از زنجیر دل سرکش خود صحبت می‌کند و به قدرت و زیبایی معشوق اشاره دارد. او می‌گوید که بدون حضور معشوق، دل او آرام نمی‌گیرد و فقط به فکر زلف و زیبایی معشوق است. همچنین، او از چالش‌ها و هزینه‌های عشق صحبت می‌کند و به این نتیجه می‌رسد که تنها با دیدار معشوق، روحش شاد می‌شود. در کل، شعر به احساسات عاشقانه و اثر عمیق معشوق بر دل عاشق پرداخته است.