شمارهٔ ۷۰۵ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در جامة خوبی چه بلا حور سرشتی
چون بند قبا باز کنی طرفه بهشتی
هر کس که کند عیب کسی عیب سرشت است
جز زشت به آیینه که گفتهست که زشتی!
گفتی بهلم، روزی بوسی لب لعلم
این وعده مرا جان بلب آورد و نهشتی
مهری که نداری به کسی چشم چه داری
در مزرعه آن دانه طمع دار که کشتی
فیّاض دریغ از تو که خامی، چه توان کرد!
در آتش غم سوختی اما نبرشتی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از دوست خود میخواهد که اگر قرار است دعا بنویسد، فقط درباره او و مشکلاتش بنویسد و شکایتهای بیجا نکند. او به وفاداری و محبت دوست اشاره میکند و میگوید که آنچه در دل دارد، سخت و پیچیده است و اگر دوست به او گوش کند، میتواند به درستی احساساتش را درک کند. شاعر همچنین به تمایل دوست برای نوشتن دردش اشاره میکند و میخواهد که دعا و نیکی نسبت به او انجام دهد. در نهایت، او از دوستش میخواهد که به جای نوشتن اتهامات بیپایه و بیجهت، حقیقت را بنویسد و از کینهتوزی دوری کند.