شمارهٔ ۷۱ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
الهی آب و رنگ شعله ده مشت گل ما را
نمکزار تبسّم کن لب زخم دل ما را
مباد آسیب تدبیر گشایش ره درو یابد
به چین جبهة خوبان گره کن مشکل ما را
مکرّر شد به یک عادت تپیدن بیمِ آرامست
نوید اضطراب تازهای ده بسمل ما را
دل دانش فریب ما هنوز از عقل میلافد
ازین یک پرده هم دیوانهتر کن عاقل ما را
گیاه ماتم از سرچشمهای امیدها دیدست
به برق ناامیدیها سوزان حاصل ما را
به خون خود رقم در محضر شمشیر او کردیم
که کس روز جزا دامن نگیرد قاتل ما را
شفاعت خواه ما فیّاض اگر مهر بتان باشد
تواند در نظر حق وانمودن باطل ما را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بلبل خطاب میکند و از او میخواهد که با نالههایش ما را شاد کند. شاعر احساس غم و دلتنگی میکند و از بلبل میخواهد که برایش فریاد بکشد تا از گرفتاریها آزاد شود. او همچنین اشاره میکند که اگرچه ممکن است فراموشش کنند، اما یادآوری هچگاه درد نخواهد داشت. شاعر از عشق میخواهد که به جای شاگردی، او را به مقام استاد برساند و در تلاش برای رهایی دلش از غمها، از بلبل کمک میخواهد. او تأکید میکند که امیدها و آرزوهایش باید به واقعیت تبدیل شود و در نهایت از خدا میخواهد که به او آرامش بخشد و غمهای او را از بین ببرد.