نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۷ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دل می‌کشد به لالة راغ دگر مرا

دیوانه می‌کند گل باغ دگر مرا

بی‌داغ عشق شمع خرد را فروغ نیست

در دست بهترست چراغ دگر مرا

خاطر ز نکته‌های حکیمانه‌ام گرفت

دل می‌کشد به لابه و لاغ دگر مرا

فارغ شدم ز عقل و همان می‌دهد هنوز

دیوانگی نوید فراغ دگر مرا

ساغر ز خون لبالب و لبریز ناله دل

امشب شکفته است دماغ دگر مرا

ممنون جام بادة لبریز نیستم

این نشئه می‌رسد ز ایاغ دگر مرا

فیّاض عقل گمشده در جستجوی من

ترسم که پی برد به سراغ دگر مرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف احساسات عاشقانه و درد و شوق ناشی از عشق می‌پردازد. شاعر در آغوش عشق در حال بی‌هوشی است و غم به او دست می‌دهد. او با وجود بی‌زبانی، عشقش را بیان می‌کند و در خاموشی به زوق و شوق می‌اندیشد. شاعر بیان می‌کند که مدتی است که از معراج عشق دور شده و در عمق فراموشی غوطه‌ور است. او با داغ عشق لباس سیاه بر تن کرده و احساس می‌کند که زیبایی محبوبش باعث می‌شود تا قلبش از شوق و انرژی پر شود. به طور کلی، این شعر نمایانگر عشق شدید و احساسات عمیق ناشی از آن است.