نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۳ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

مستی مدام جام هوس می‌دهد مرا

گر دم زنم به دست عسس می‌دهد مرا

صیّاد را چو نالة زارم اثر کند

از قید دام سر به قفس می‌دهد مرا

شان و شکوه عهد سلیمانیم گذشت

موری کنون به باد نفس می‌دهد مرا

ناز زمانه بهر غمی تا به کی کشم

این جام آرزو همه کس می‌دهد مرا

سیمرغ پر شکستة اوج قناعتم

گردون فریب بال مگس می‌دهد مرا

من آن نیم که گرد پی کاروان خورم

گاهی فریب ناله جرس می‌دهد مرا

فیّاض اگر عنان نکشم طبع شوخ من

چون شعله سر به خار و به خس می‌دهد مرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از غم و فقدان یار خود سخن می‌گوید و احساس ناامیدی و تنهایی را بیان می‌کند. او به یاد بوی گل و زیبایی‌های باغ اشاره می‌کند و می‌گوید که بدون دیدن یار، هیچ‌چیزی برایش لذت‌بخش نیست. همچنین از سرگردانی و درد دل خود می‌گوید و به این نکته اشاره می‌کند که نگاه یار می‌تواند راز دلش را برملا کند. شاعر از سرنوشت خود و نارسایی‌هایش گلایه می‌کند و نهایتاً از باد صبا می‌خواهد که او را به کوی یار برساند. این شعر در مجموع بیان‌گر حسرت و longing برای دمی نزدیک شدن به محبوب است.