نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

جز داغ سینه گل نکند در بهار ما

از جوی شعله آب خورد لاله‌زار ما

هر رنگ لاله‌ای که شکست آفتاب شد

پژمردگی نچید گلی از بهار ما

در چار فصل، گلبن ما را شکفتگی است

گل بسته است عقد اخوّت به خار ما

ما صاف طینتان به جهان صلح کرده‌ایم

آیینه تیرگی نکشد از غبار ما

ما را به خاک تیره برابر نمود عشق

این بود در جهان سبب اعتبار ما

هر چند لاغریم ولیکن ز روز و شب

تازد دو اسبه دور فلک در شکار ما

فیّاض گرچه طرز سخن تازه بود لیک

این طرز تازه‌تر شده در روزگار ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و ویژگی‌های خاص گل‌ها در بهار پرداخته و احساساتی از زیبایی، دوستی و عشق را منتقل می‌کند. شاعر اشاره می‌کند که تنها داغ دل است که در بهار باقی می‌ماند و گل‌ها به زیبایی‌های خود ادامه می‌دهند. رنگ لاله‌ها در زیر آفتاب پژمردگی را نمی‌شناسد و هر فصل در گل‌ها طراوت خاص خود را دارد. شاعر از اتحاد و دوستی در بین گل‌ها و خارها سخن می‌گوید و بر این نکته تأکید دارد که با وجود مشکلات و تیره گی‌ها، آن‌ها به صلح ادامه می‌دهند. عشق و اعتبار در زندگی آن‌ها نمود دارد و در نهایت، تغییرات زمانه نیز نتوانسته زیبایی و روشنی زندگی آن‌ها را تحت تأثیر قرار دهد.