شمارهٔ ۹۷ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
پیشهٔ ما عشق و رندی کار ماست
نیکنامی ننگ ما و عار ماست
ما امانتدار عشقیم از ازل
آنچه گردون برنتابد بار ماست
آنچه گرمای قیامت نام اوست
گرمی هنگامة بازار ماست
چون شب عیدست بر ما شام مرگ
در قیامت وعدة دیدار ماست
بتپرست آرزوهای خودیم
رشتة طول امل زنّار ماست
چهرة مقصود خود را پردهایم
وه که این آیینه در زنگار ماست
در حجاب خودنمایی ماندهایم
هر دو عالم پردة پندار ماست
ما جمال خویش نتوانیم دید
گرد هستی بر رخ رخسار ماست
همچو ما فیّاض کس آزرده نیست
هم زما آشفتهتر دستار ماست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار به حس تنهایی و غم ناشی از جدایی از معشوق میپردازد. او اشاره میکند که حتی همدمی یا دوستی که شاداب به نظر میرسد، در واقع نمیتواند دل را شاد کند و از درد جدایی نمیتواند بگریزد. او بیان میکند که شادی و خوشیهای بیگانه برایش بیمعناست و تنها در غم و اندوه میتواند آرامش یابد. او در نهایت به این نتیجه میرسد که گریه بر درد جدایی و یاد آشنای محبوبش میتواند به او تسکین دهد، اما در فضایی از ملال و ناامیدی.