نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۰۴ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای آنکه توئی قبله ارباب کیاست

چون تو نبود راهنمائی بنفاست

گر دعوی دانش کنی از بهر مباهات

تسخیر نموده است ترا حبّ ریاست

ای سایس اغیار بتعلیم و هدایت

نفس دغلت را نکنی هیچ سیاست

ای حارس بیگانه ز انواع جهالت

خود را نکنی هیچ زابلیس حراست

عیب جلی خویش نه بینی بدو دیده

عیب خفی غیر بیابی بفراست

گوئی همه را درس بقانون و اشارات

خود هیچ شفائی نبیابی ز دراست

تمییز شریفان و خسیسان زتو پرسند

از نفس شریفت نکنی دور خساست

باطن همه آلبوده بانواع رذایل

پاکیزه کنی ظاهر خود را زنجاست

بینی بدی از کس نکنی صبر بر اخفا

ور نیک عداوت کنی از رشک و نفاست

گوئی همه جا عیب کسانرا بعلالا

در خویش نه بینی شره و بخل و شراست

اصلاح خود او لیست زدلها خبرت نیست

در کار کسان کار مفرمای کیاست

هر تخم که کاری ثمر آن در وی فیض

میکن بنکو کاری انواع غراست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن به نقد افراد خودپسند و جاه‌طلب پرداخته شده است. شاعر به کسانی اشاره می‌کند که به جای خودسازی و اصلاح نفس، به انتقاد از دیگران مشغولند و عیوب خود را نمی‌بینند. او بر این نکته تأکید می‌کند که افرادی که خود را دانشمند و دلسوز می‌دانند، در واقع گرفتار حب ذات و ریاست هستند و هیچ تلاشی برای رهگشایی و راهنمایی دیگران ندارند. در نهایت، شاعر به لزوم خودشناسی و اصلاح درون اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که فرد باید ابتدا به عیب‌های خود توجه کند و از نگاه به عیب‌های دیگران پرهیز نماید.