غزل شمارهٔ ۱۲۴ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
چنین رخسار زیبائی که دیده است
چنین قد دل آرائی که دیده است
چنین زلف دلاویز و کمندی
فتاده بر سراپائی که دیده است
کمانی را که تیرانداز باشد
نگاه چشم شهلائی که دیده است
چنین چشمی که خلقی بیخود و مست
فکنده هر یکی جائی که دیده است
بدشنامی برد چندین دل از کار
چنین لعل شکر خائی که دیده است
لبش مرجان دهان پر درّ و گوهر
بغایت تنگ دریائی که دیده است
قیامت میشود چون میخرامد
چنین رفتار و بالائی که دیده است
دو عالم میشود روشن ز رویش
چنین خورشید سیمائی که دیده است
بغیر از فیض در پروانه دل
چنین آشوب و غوغائی که دیده است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به وصف زیباییهای بینظیر و خاص یک معشوق میپردازد. او از رخسار زیبا، قد دلفریب، زلفهای دلانگیز و چشمان گیرا صحبت میکند. هر یک از این زیباییها تأثیر عمیقی بر دلها و روحها میگذارند. لبهای معشوق به مرجان و دریایی تنگ تشبیه میشود و رفتار و شخصیت او همچون خورشید درخشان است. شاعر به وجد و شوق ناشی از این زیباییها اشاره میکند و تأکید میکند که همه چیز تحت تأثیر این زیباییها روشن و پرآشوب میشود.