نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۳۹ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

باز آمدم با نقل و می سرمست از جام الست

باز آمدم با چنگ و نی سرمست از جام الست

باز آمدم طوفان کنم کونین را ویران کنم

میخانه را عمران کنم سرمست از جام الست

باز آمدم جولان کنم جولان درین میدان کنم

سرها چوکوغلطان کنم سرمست ازجام الست

بی باده مستیها کنم بیخویش هستیها کنم

در اوج پستیها کنم سرمست از جام الست

درپیش او رقصان شوم در کیش او قربان شوم

درخون خودغلطان شوم سرمست ازجام الست

خود را زخود غافل کنم نقش خودی زایل کنم

لوح سوی باطل کنم سرمست از جام الست

افسانها را طی کنم اسب خرد را پی کنم

تجدید عهد وی کنم سرمست از جام الست

دلرا فدای جان کنم جان در ره جانان کنم

این قطره را عمان کنم سرمست از جام الست

در بحر عشق بیکران چون فیض گردم بی نشان

خود را نه بینم در میان سرمست از جام الست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر حال و هوای شاعر در نوشیدن شراب و تجلی احساسات عمیق اوست. شاعر با شوق و سرمستی از تجربه‌های معنوی و عشق صحبت می‌کند و می‌خواهد دنیا را تغییر دهد. او به دنبال سرمستی در میخانه و رقصیدن در عشق الهی است، به گونه‌ای که خود را فراموش کرده و به تجلی وجود عشق بپردازد. در این حالت، او به دنبال تضعیف خودخواهی‌ها و پیوند با حقیقت و هستی است. عشق و معرفت از موضوعات کلیدی شعر به شمار می‌روند و شاعر در آن به سرمستی ناشی از جام الست و تجدید عهد با عشق الهی تأکید می‌کند.