غزل شمارهٔ ۱۴۳ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
یار را روی دل بسوی منست
منبع لطف رو بروی منست
نظر لطف هر کجا فکند
گوشه چشم او بسوی منست
چشم او ساغر و نگاهش می
لطف و قهرش می و سبوی منست
در لبش آب و شیر و خمر و عسل
آندهان اصل چارجوی منست
وصل او منتهای مقصد ما
جلوه حسنش آرزوی منست
کار من جست جوی او دایم
کار او نیز جستجوی منست
سخنم گفتگوی اوست مدام
سخنش نیز گفتگوی منست
هر کجا فتنهٔ و آشوبیست
شرح احوال تو بتوی منست
ناله گر زخستهٔ شنوی
آن صدائی زهای و هوی منست
هر کجا هر چه هر که میگوید
بیگمان فیض گفتگوی منست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و ارتباط عمیق بین عاشق و معشوق است. شاعر به وضوح عشق و توجه خود را به معشوق ابراز میکند و بیان میکند که تمام افکار و احساساتش به او مربوط میشود. او میگوید که حضور معشوق محور زندگیاش است و همه چیز به سوی او جریان دارد. این عشق به گونهای است که هر کجا که برود، نشانههایی از معشوق را میبیند و هر گفتگویی در مورد اوست. در نهایت، این شعر به جستجوی بیپایان برای وصل معشوق و به اشتراک گذاشتن همین احساسات میپردازد.