نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۶۴ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

در پردهٔ عاشقی نهان کیست

در جلوهٔ دلبری عیان کیست

حسن و احسان چو جمله از تست

محبوب به جز تو در جهان کیست

نگذاشت چو غیرت تو غیری

ما و من و او و این و آن کیست

عاشق چو توئی عشق و معشوق

لیلی که وقیس در جهان کیست

عالم چو ثنای تست یکسر

آن مثنی بی لب و دهان کیست

مثنی توئی و ثناء جز تو

آنرا که ثنا کنند آن کیست

پنهان بجهان تو و عیان تو

غیر از تو عیان که و نهان کیست

هجر و وصل تو هر که داند

داند نیران چه و جنان کیست

خود را چه شناخت فیض دانست

فانی که و هست جاودان کیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به جستجوی محبوب واقعی می‌پردازد و از عشق و زیبایی‌های او سخن می‌گوید. شاعر می‌پرسد که در عالم عشق چه کسی به جز محبوب می‌تواند وجود داشته باشد و می‌گوید که غیرت و محبت محبوب او را از دیگران جدا کرده است. اشاره می‌کند که عشق و معشوق به معنای واقعی تنها در وجود محبوب او تجلی دارد و هیچ چیز دیگری در دنیا وجود ندارد که بتواند با او مقایسه شود. سپس به اهمیت هجر و وصال در عشق اشاره می‌کند و در نهایت به این نکته می‌رسد که شناخت خود، بودن و فانی بودن انسان‌ها در مقابل عشق الهی همگی در این رابطه نقش دارند.