غزل شمارهٔ ۲۷۵ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
توانی گر درین ره ترک جان کرد
توانی عیش با جان جهان کرد
اگر جان رفت جانان هست بر جای
بجانان زندگی خوشتر توان کرد
چه باشد جان و صد جان در ره دوست
جهانی جان بقربان میتوان کرد
اگر دل از جهان کندن توانی
توانی هرچه خواهی در جهان کرد
گرش سر در نیاری میتوانی
به زیر پا فلک را نردبان کرد
اگر دل از زمین کندن توانی
توانی رخنهٔ در آسمان کرد
توانی خاک در چشم زمین ریخت
توانی حلقه در گوش زمان کرد
بود نقش جهان را جمله قابل
دلت را هرچه خواهی میتوان کرد
ترا چشم دو عالم میتوان دید
ترا گوش دو عالم میتوان کرد
کسی کو بست دل در مهر جانان
مر او را میرسد این گفت و آن کرد
سزد مر بیدلان را اینچنین گفت
سزد مر عاشقانرا آن چنان کرد
دل از خود گر توان کندن درین راه
بسی دشوار فیض آسان توان کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مضمون عشق و فداکاری پرداخته و بیان میکند که در راه عشق، تواناییهای زیادی میتوان داشت. شاعر به این نکته اشاره میکند که اگر انسانی بتواند جان خود را برای عشق فدای کند، میتواند در این مسیر به زندگی خوش و لذتبخش دست یابد. همچنین اشاره میکند که میتوان با فدا کردن دل، درهای جدیدی به سوی آسمان و دیوانگیهای عاشقانه گشود و از دنیا چیزهایی را به دست آورد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که عشق و فداکاری میتواند مشکلات را آسان کند و باعث رسیدن به فیض و سعادت شود.