غزل شمارهٔ ۲۷۴ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
چو نقاش ازل طرح جهان کرد
محبت را چو جان دوری نهان کرد
شراب عشق بر آفاق پیمود
جهانرا سربسر لبریز جان کرد
جهان چون مست شد از باده عشق
گلی را دل ز دلها جان روان کرد
برون آورد دست لطف از جیب
چگویم تا چها با جسم و جان کرد
دل آزاد کانرا جای خود ساخت
روان عاشقان جان جهان کرد
عنایتهای عشق لایزالی
چه با جان دل آزاد گان کرد
نقاب از روی چون خورشید برداشت
جمالی در هویدائی نهان کرد
ربود از سینها او هر دلی بود
چو دلها را ربود آهنگ جان کرد
بدردی فیض را بخرید از وی
دوای درد بی درمان بآن کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف آفرینش جهان و نقش عشق در آن میپردازد. او بیان میکند که خدای نقشآفرین، جهان را به تصویر کشیده و عشق را به عنوان روح آن در دلها نهان کرده است. عشق مانند شرابی است که جهان را سرشار از زندگی میکند و دلها را به حرکت درمیآورد. شاعر به معجزات عشق اشاره میکند که زندگی و جان آزاد عاشقان را تحت تأثیر قرار میدهد. عشق، زیبایی را از پرده برمیدارد و دلها را میرباید، در حالی که دردی را که ممکن است درمانناپذیر به نظر برسد، با فیض خود درمان میکند. این شعر به عمق و عظمت عشق و تأثیر آن بر آدمی میپردازد.