غزل شمارهٔ ۳۰۴ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
هر آنکسکه خود را پسندیده باشد
بهر مویش ابلیس خندیده باشد
نباشد پسندیده جز آنکه حقش
در آیات قرآن پسندیده باشد
ز انوار ایمان و اسرار عرفان
فروغی بسیماش تابیده باشد
ز دیدار او حق به دیدار آید
که نور خدا زو تراویده باشد
در آئینه روی آن صاحب دل
خدای جهان را عیان دیده باشد
بحق بسته باشد دل غیب بین را
ز بیگانه و خویش ببریده باشد
بود بهر حق جنبش آن زنده دل را
نفرموده باشد نجنبیده باشد
خلایق ز حق سوی باطل گرایند
ز حق سوی حق او گرائیده باشد
بود مردمان را همه ترس از هم
خدا بین ز جز خود نترسیده باشد
بخسبد دو چشم دوبینان همه شب
یکی بین دو چشمش نخسبیده باشد
پسندیدهٔ دشمنان نیز باشد
ز بس دوست او را پسندیده باشد
خنک آنکه چون فیض گلهای قدسی
ز گلزار لاهوت میچیده باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان ویژگیهای انسانهای حقیقی و اهل ایمان میپردازد. او میگوید که فردی که خود را پسندیده میداند، در حقیقت به ابلیس امید دارد و هیچکس جز کسانی که در قرآن حقشان پسندیده ذکر شده، واقعاً پسندیده نیست. نور ایمان و اسرار عرفان باید در وجود او تابیده باشد. شاعر همچنین اشاره میکند که کسی که به دیدار حقیقت خداوند نائل شده، باید در آینه وجودش، نور خدا را مشاهده کند. او باید دل خود را از تعلقات دنیوی جدا کند و در راه حق حرکت کند. در مقابل ترس و بدبینی مردم، انسان حقطلب باید از جز خدا نترسد و در درون خود، آگاهی عمیقتری از حقیقت داشته باشد. در نهایت، شاعر به شایستگی کسانی که از لاهوت (جهان الهی) گلهای قدسی میچینند، اشاره میکند و بر ارزش آنها تأکید میکند. این شعر به عمق معنای وجود انسان و ارتباط او با خداوند میپردازد و بر اهمیت صدق و راستگویی تأکید میکند.