غزل شمارهٔ ۳۱۷ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز مهر آن پری رویم دل دیوانه روشن شد
سراسر مشعلی شد دل تمام این خانه روشن شد
شراری بر دل آن آشنا آن را هم
وزین مشعل دل تاریک هر بیگانه روشن شد
شبی آمد بدین ویرانه گفتا ای فلان چونی
کشیدم آهی از دل سقف این ویرانه روشن شد
فروغ آهم از دل زمهرش روشنی دارد
ز درّ شب چراغ عشق این کاشانه روشن شد
چو آبم برد این آتش ز اشگم دیده شد دریا
چو روزم تیره شد از غم ز آهم خانه روشن شد
چو آه آتش افشانم زسوز دل بگردون شد
کواکب از شرار این دل دیوانه روشن شد
چو روی این غزل رافیض در طور حقیقت کرد
ز فیض آن دل هر عاقل و دیوانه روشن شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عاشقانه و تأثیر عشق بر دل و جان انسان اشاره دارد. شاعر از روشنی دلش در اثر مهر و محبت محبوب سخن میگوید و بیان میکند که عشق مانند مشعلی همه جا را روشن کرده و تاریکی و غم را از بین برده است. او اشاره میکند که با حتی یک آه، ویرانههای دل روشن میشوند و عشق الهامبخش همگان است. در نهایت، عشق موجب شفافیت و روشنی در زندگی همه، چه عاقلان و چه دیوانگان، میشود.