غزل شمارهٔ ۳۶۲ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
اهل معنی همه جان هم و جانان همند
عین هم قبله هم دین هم ایمان همند
در ره حق همگی هم سفر و همراهمند
زاد هم مرکب هم آب هم و نان همند
همه بگذشته ز دنیا به خدا رو کرده
هم عنان در ره فردوس رفیقان همند
همه از ظاهر و از باطن هم آگاهند
آشکارای هم و واقف اسرار همند
عقل کلشان پدر و مادرشان نفس کلست
همه ماننده بهم نادر و اخوان همند
همه آئینهٔ هم صورت هم معنی هم
همه هم آینه هم آینهداران همند
مرهم زخم همند و غم هم را غمخوار
چارهٔ درد هم و مایهٔ درمان همند
یکدیگر را همه آگاهی و نیکوخواهی
در ره صدق و صفا قوت ایمان همند
همه چون حلقهٔ زنجیر بهم پیوسته
دم بدم در ره حق سلسله جنبان همند
بر کسی بار نه و بارکش یکدیگرند
خار جان و دل خویشند و گلستان همند
یکدیگر را سپرند و جگر خود را تیر
بدل خوش همه دشوار خود آسان همند
همه بر خویش ستادند و ستاد اخوان را
ماتم خویش و خرمی جان همند
دل هم دلبر هم یار وفا پیشه هم
چشم و گوش هم و دلدار و نگهبان همند
گر بصورت نگری بیسر و بیسامانند
ور بمعنی نظر آری سر و سامان همند
هریکی در دگری روی خدا میبیند
همچو آئینه همه واله و حیران همند
حسن و احسان یکی از دیگری بتوان دید
مظهر حسن هم و مشهد احسان همند
همه در روی هم آیات الهی خوانند
همه قرآن هم و قاری قرآن همند
طرب افزای هم و چاره هم در هر گاه
مایهٔ شادی هم کلبهٔ احزان همند
غزل دیگر اگر فیض بگوید بد نیست
شرح حال دگران را که غم جان همند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به همبستگی و نزدیکی اهل معنا و حقیقت اشاره دارد. شاعر نشان میدهد که همه انسانها در مسیر حق و حقیقت، همسفر و همراهنند و همه آنها به یکدیگر وابستهاند. آنها از دنیا گذشته و به خدا رو کردهاند و دردی را که یکدیگر میکشند، درک کرده و مرهم همدیگرند. شاعر به ویژگیهای مشترک این افراد اشاره میکند، مانند آگاهی از ظاهر و باطن یکدیگر و داشتن احسان و محبت. آنها به یکدیگر یاری میرسانند، در شادی و غم شریکاند و به عنوان آینهای از یکدیگر، خدا را در وجود هم میبینند. در نهایت، این شعر تأکید میکند که هر یک از آنها نشاندهنده آیات الهی هستند و با وجود اینکه ظاهری متفاوت دارند، در حقیقت همگی به یکدیگر متصل و وابستهاند.